پیشگیری بهترازدرمان است     ــ    
 
ممنوعيت اسراف در غذاوارتباط آن بابیماری 

زندگی سالم درپناه قرآن وعترت

ممنوعيت اسراف در غذا

اسراف به معناى تجاوز از حدّ هر چيزى است « مفردات راغب، ماده سرف.» و اين مطلب در تغذيه به معناى پرخورى مى‏آيد، كه مورد نكوهش قرآن قرار گرفته است. خدا وند متعال در قرآن مى‏فرمايد:

                       

كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ « اعراف/ 31.» «بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.»

نزول:

كلمه اسراف كلمه بسيار جامعى است كه هر گونه زياده‏روى در كميّت و كيفيت و بيهوده‏گرائى و اتلاف و مانند آن را شامل مى‏شود. اين روش قرآن است كه به هنگام تشويق به استفاده كردن از مواهب آفرينش فورا جلوى سوء استفاده را گرفته و به اعتدال توصيه مى‏كند. « تفسير نمونه، ج 6، ص 147.»

برخى از مفسران مى‏نويسند: در اينجا چهار عنوان داريم:

الف: تقتير (اينكه كسى در مصرف چيزهايى كه لازمه زندگى است كوتاهى كند كه اين امر مبغوض است.)

ب: تبذير (اينكه كسى اموال را در مصارف غير عقلائى و غير مشروع صرف كند كه حرام است.)

پ: قصد و اقتصاد (ميانه‏روى كه صرف اموال در مصارف مشروع عقلائى است كه ممدوح است.)

ت: اسراف؛ زياده‏روى در مصرف است كه در مقابل آن سه عنوان بالا است و مذموم مى‏باشد. بلكه اسراف از گناهان كبيره شمرده شده است و آياتى در مذمت آن نازل شده است از جمله همين آيه: إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ زيرا عدم حب الهى دال بر مبغوضيت است بخصوص در اين مقام كه بمنزله علت تحريم است. «مفردات راغب، ماده سرف‏»

در تفسير مجمع البيان نيز عدم محبت الهى را به معناى مبغوضيت گرفته‏اند. «ر. ك: مجمع البيان، ج 2، ص 412»

برخى از صاحب‏نظران هم آن را در شمار گناهان كبيره آورده و توضيح داده‏اند. «شهيد سيد عبد الحسين دستغيب، گناهان كبيره، ج 2، ص 75 به بعد.5»

تبيين موضوع:

نيازهاى طبيعى بدن انسان به عناصر اصلى غذائى (مواد قندى، چربى‏ها، پروتئين‏ها، ويتامين‏ها و مواد معدنى) با توجه به سن، جنس، نوع فعاليت و حالت غريزى براى افراد

                        مختلف، متفاوت است. اگر تغذيه از حالت اعتدال خارج شود براى انسان ضرر دارد.

يعنى «زياد خوردن و كم خوردن هر دو مضر است و اعتدال مطلوب است.» «اسلام پزشك بى‏دارو، ص 307»

اسراف مصاديق گوناگونى دارد. برخى پزشكان گونه‏هاى اسراف را اينچنين نوشته‏اند:

1. زياد خوردن و آشاميدن (خوردن بيش از حد نياز بدن) 2. فرو دادن سريع غذا بدون جويدن كامل.

3. زياده‏روى در خوردن يك نوع غذا.که امروزه متاسفانه برنج بیشتر خورده می شود .

4. زياده‏روى در برآوردن تمام خواسته‏هاى نفس.وهر آن چیزی که عادتهای غذای بد شده است .

5. تجاوز از خوراكى‏هاى حلال و روى آوردن به خوراكى‏ها و نوشيدنى‏هاى حرام. «طب در قرآن، ص 137.»

البته اسراف در بقيه امور زندگى (مثل بخشش، مجازات و ...) نيز مى‏تواند جريان يابد ولى موضوع بحث ما در اينجا اسراف در تغذيه است.

گاهى اسراف در غذا در مصاديق ديگرى، مثل ضايع كردن و از بين بردن بدون دليل غذا يا مصرف ناقص و اتلاف بقيه آن نيز استعمال مى‏شود.

تذكر 1: اسراف به حسب افراد و اشخاص و زمانها متفاوت است و مصاديق مختلفى مى‏يابد و گاهى چيزى كه براى يك نفر و در يك شرايط اسراف است براى ديگرى نيست.

تذكر 2: نامطلوب بودن اسراف را همه بصورت فطرى و عقلائى متوجه مى‏شوند پس احكام شريعت در اين مورد ممكن است ارشادى باشد.

احكام:

1. در حال سيرى غذا خوردن مكروه است.برای اینکه تمام بیماری ها از اینجا نشات می گیرد .

2. پرخورى مكروه است.تمام چاقی ها وسکته ها رادرپی دارد.

3. زياد آب آشاميدن مكروه است. «ر. ك: گناهان كبيره، ج 2، ص 85- 87.»

4. سه نوع اسراف هميشه حرام است:

اوّل: ضايع كردن مال و بى‏فايده كردن آن.

دوّم: صرف مال در آنچه كه به بدن ضرر مى‏رساند.

سوّم: صرف كردن مال در مصارفى كه شرعا حرام است. «ر. ك: امام خمينى( ره)، تحرير الوسيله و رساله‏هاى عمليه مراجع تقليد، مبحث احكام خوردنى‏ها و آشاميدنى‏ها»

حكمت‏ها و اسرار علمى:

اعتدال در هر امرى مطلوب است و اعتدال در تغذيه از اهميت ويژه‏اى برخوردار است. قرآن به قاعده كلى منع اسراف در خوردن و آشاميدن اشاره مى‏كند كه امروزه در طب پيشگيرى جايگاه ويژه‏اى دارد.

غذا وسيله‏اى براى تأمين احتياجات بدن انسان است كه بدون آن سلامت انسان تأمين نمى‏شود. اما اگر در مصرف همين غذا اسراف شود يعنى كسى اقدام به پرخورى كند سلامت او به خطر مى‏افتد و اين عوارض و بيمارى‏ها را در پى دارد.

برخى صاحب‏نظران ضررهاى پرخورى را اينگونه مى‏نويسند:

1. سوء هاضمه و گشاد شدن معده كه بزرگ شدن شكم را در پى خواهد داشت.

2. بزرگ شدن بيش از حد معده كه يك عارضه خطرناك است و اگر بموقع درمان نشود منجر به مرگ مى‏شود.

3. پيچ خوردن معده در اثر پرخورى بيش از حد كه خطرناك است.

4. حمله خناق سينه يا سوزش قلب، چرا كه غذاى بيش از حد نياز بمثابه بار سنگينى است كه بر دوش قلب گذاشته مى‏شود و كاملا تأثيرى همانند خستگى مفرط قلب بر اثر فعاليت زياد بدنى دارد.

5. پرخورى باعث عبور برخى ميكروب‏ها و ويروس‏هاى بيمارى‏زا از معده و نفوذ به ساير اجزاء و در نتيجه ابتلاى شخص به بيمارى‏هايى از قبيل وباء، تيفوئيد و ... مى‏گردد زيرا به علت كثرت غذا، تمام آن در معرض تركيب شدن با اسيدهاى معده قرار نمى‏گيرد و درست هضم نمى‏گردد و معمولا مسئوليت نابودى اين ميكروب‏ها و ويروس‏ها به عهده ترشحات اسيدى معده مى‏باشد.

6. احتمال پاره شدن معده در اثر ضربه يا فشار ناگهانى زياد مى‏شود.

7. چاقى كه خود يك بيمارى خطرناك است و در اثر پرخورى و اسراف در خوردن يك نوع غذا بويژه مصرف بيش از حد چربى و شيرينى عارض مى‏گردد .

8. پوسيدگى دندان كه در اثر اسراف در مصرف مواد قندى مصنوعى و شيرينى است.

9. تصلب شرائين (sisorelcsorehtA) كه بيشتر در مورد افرادى پيدا مى‏شود كه مواد چربى زياد مصرف مى‏كنند و خون آنان غليظ مى‏شود.

10. نقرس (tuoG) يك بيمارى مفصلى و توأم با حملات دردناك است كه بيشتر

افرادى بدان مبتلا مى‏گردند كه غذاى اصلى آنان را مواد گوشتى تشكيل مى‏دهد (اسراف در خوردن يك نوع غذا يعنى گوشت) 11. سنگ كليه، افرادى كه بيشتر غذاى آنان را مواد گوشتى، شير و پنير تشكيل مى‏دهد بيش از ديگران در معرض ابتلاء به سنگ كليه مى‏باشند (اسراف در خوردن يك نوع غذا)

 12. پرخورى، آثار روحى و روانى نيز دارد مثل: سستى اراده و كودنى و ميل مفرط به خواب كه در نهايت موجب تنبلى فرد مى‏شود و نيز باعث افزايش شهوت جنسى مى‏شود كه كم كم انسان را به يك حيوان تبديل مى‏كند.

13. پرخورى همراه با حرص و ولع (شره) غالبا ريشه روانى ناشى از محروميت دارد.

و ممكن است بدليل افسردگى يا به علت لذت بردن از يك كار و يا تقليد از ديگران باشد. و گاهى ممكن است اين عمل بصورت يك عمل غريزى مثل و يار در دوران باردارى باشد. « طب در قرآن، ص 137- 140»

14. افراط در گوشت خوردن موجب اين امور مى‏شود:

مرض قند- آپانديسيت- ورم روده- سرطان مهلك- فراهم آوردن مقدمات سكته- تصلب شرائين- زياد شدن كلسترول خون كه موجب پيرى زودرس مى‏شود- نقرس. «ر. ك: دكتر غياث الدين جزايرى، اسرار خوراكى‏ها، ص 24- 65 و نيز فلسفه احكام، ص 318.»

برخى مفسران مى‏نويسند:

 «يك دستور مهم بهداشتى جمله كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا است كه در آيه آمده است گرچه بسيار ساده به نظر مى‏رسد اما امروز ثابت شده است كه يكى از مهمترين دستورات بهداشتى همين است، زيرا تحقيقات دانشمندان به اين نتيجه رسيده كه سر چشمه بسيارى از بيماريها: غذاهاى اضافى است كه به صورت جذب نشده در بدن انسان باقى مى‏ماند.» (و سپس فوايد پزشكى اعتدال و ضررهاى پرخورى را برمى‏شمارند.) «ر. ك: تفسير نمونه، ج 6، ص 152»

دكتر سيد الجميلى با ذكر آيه كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا (اعراف/ 31) ادعا مى‏كند كه اين آيه قرآن نوعى درمان سرطان را در پى دارد. ايشان مى‏نويسد: مصرف 35 سيگار در روز و بيشتر از آن موجب سرطان ريه مى‏شود، در حالى كه قرآن از اسراف نهى كرده است. «دكتر السيد الجميلى، الاعجاز الطبى فى القرآن، ص 146»

دكتر صادق عبد الرضا على نيز پس از ذكر آيه فوق (اعراف/ 31) به بررسى بيمارى‏هايى كه در اثر اسراف پديد مى‏آيد مى‏پردازد و آنگاه عوامل چاقى را بررسى مى‏كند و روايات متعددى‏

نيز در اين موارد مى‏آورد « دكتر عبد الرضا على، القرآن و الطب الحديث، ص 110 تا ص 115.» و يكى از آثار اسراف را سستى در عبادت مى‏شمارد. « دكتر عبد الرضا على، القرآن و الطب الحديث، ص 110 تا ص 115.»

عبد الرزاق نوفل نيز با طرح آيه 31 سوره اعراف مى‏گويد اين آيه خلاصه علم طب اولين و آخرين است. سپس آيات ديگر اسراف را مى‏آورد و آنگاه نهى از اسراف را اعم از خوردن و آشاميدن معرفى مى‏كند. و سخنانى از پزشكان و صاحب‏نظران در مورد نكوهش اسراف مى‏آورد. «عبد الرزاق نوفل، القرآن و العلم الحديث، ص 67 تا ص 72»

بررسى:

1. ارائه يك قاعده كلى در تغذيه (خوردن و آشاميدن معتدل و اسراف نكردن) يكى از مطالب عالى قرآن كريم است كه نقش بسزايى در سلامتى انسان دارد و مى‏تواند يكى از معجزات علمى قرآن محسوب شود چرا كه اين آيه در شرايطى نازل شد كه هر انسانى علاقه به غذاى زيادتر داشت و اطلاع كاملى از عوارض سوء پرخورى نداشتند و اين امور با پيشرفت علوم پزشكى ظاهر گشت. مگر آنكه گفته شود كه انسان‏ها از اعصار گذشته به مسأله اعتدال در تغذيه پى برده بودند و اين چيزى نبوده كه بر پزشكان مخفى باشد پس اين حكم به نوعى ارشادى است و لذا نمى‏تواند اعجاز علمى قرآن محسوب شود.

2. ضررهاى بهداشتى و پزشكى جزئى از فلسفه و حكمت اين حكم الهى است اما نمى‏تواند علت منحصر اين حكم باشد چرا كه ممكن است ضررهاى ديگرى (مثل آثار زيانبار روحى و معنوى) نيز در تشريع اين حكم دخالت داشته است.

3. برخى از آثارى كه از لحاظ پزشكى نام برده شد (مثل سنگ كليه و ...) علت منحصر آنها اسراف نيست بلكه يكى از علل اين بيمارى‏ها اسراف در تغذيه است، پس استناد همه اين بيماريها به اسراف مبالغه‏آميز است. همانطور كه برخى از نويسندگان صاحب‏نظر به اين مطلب اشاره كرده‏اند. « فلسفه احكام، ص 318»

جلیل بابایی 1/1/1391